(بیچارگی... سیاه بختی)
درددل با دل...
چرا دنیا پر از حادثه های وارونه هست ... عاشق کسی میشی که عاشقی نمیدونه
من به دنبال تو و تو به دنبال کسی دیگه ... هیچ کدوم از ما دوتا به اون یکی راست نمیگه
من واسه چشمهای نازنین تو یه دیوونه ام ...
من دوستت دارم من دوستت دارم ولی علتش رو نمیدونم...
حالا که میخوای بری حالا که میخوای بری بذار نگاهت بکنم...
چون یه بار دیگه میخوام این دل رو ساکت بکنم...
یه چیزی فقط بذار...یه چیزی فقط بذار روز تولدت... هدیه مو بیارم بدم دست خودت...
آدما فکر میکنن بعضی ها خیلی غم دارن...کاشکی فقط این بود اونا خیلی کسها رو کم دارن...
عاشق کسی میشن که عاشقاش فراوونه...بین انتخاب عشقش عمریه که حیرونه...
اونی رو که دوست داری ... چرا تورو دوست نداره...
شایدم دوست داره ولی به روش نمیاره...

جوجو


دوستت دارم را من دلاویز ترین شعر جهان یافتم
این گل سرخ من است
دامانی پرکن از این گل که دهی هدیه به خلق
و تو ای خوب من این نکته به تکرار بگو
این دلاویزترین شعر جهان را
نه یک بار نه ده بار به صد بار بگو
دوستت دارم را با من بسیار بگو
دوستم داری را از من بسیار بپرس
من در اين غم خوابه ي اجبار زنجيرت شدم در تكامل بودم اما گام پايانت شدم
من در اين جبران بي پايان پذير خواب توام بي مسير از حادثه با توو در دام توام
با نشاني از نگاهت خشك و بي شك شرقي ام
با نفس هاي تو حتي خيس و گاهي غربي ام
با ذلال طاقت باران پذيرت عاشقم با نشان بي نشان از كهكشانت سارقم
من به جرم يك نگاه در دام تو پنهانيم اي خدا اعدام من كي ميرسد؟
من تا ابد زندانيم...؟

برای دیدن عکسها برو رو ادامه مطلب
قربونتون.
راستی نظر یادتون نره ها....![]()
برای دیدن عکس ها برو رو ادامه مطلب.
(نظر یادت نره)
سری اول عکس های عشقولانه(۱)
برای دیدن عکسها روی ادامه مطلب کلیک کن.
شما قرار بگیره.![]()
خیلی ممنون که ما رو قابل دونستید.
فدای همه تون.![]()
نمی دانم چه می خواهم خدایا، به دنبال چه می گردم شب و روز
چه می جوید نگاه خسته من، چرا افسرده است این قلب پرسوز
ز جمع آشنایان می گریزم، به کنجی می خزم آرام و خاموش
نگاهم غوطه ور در تیرگیها، به بیمار دل خود می دهم گوش
گریزانم از این مردم که با من، به ظاهر همدم و یکرنگ هستند
ولی در باطن از فرط حقارت، به دامانم دو صد پیرایه بستند
از این مردم که تا شعرم شنیدند، برویم چون گلی خوشبو شکفتند
ولی آن دم که در خلوت نشستند، مرا دیوانه ای بدنام گفتند
دل من ای دل دیوانه من ، که می سوزی از این بیگانگی ها
مکن دیگر ز دست غیر فریاد، خدا را بس کن این دیوانگی ها
دست به سرت کردم و رفتی که دیوونه شی
رفتی که با درد خود رفیق و همخونه شی
جون به لبت کردم و گیج و پریشون شدی
در به درم موندی و گریون و حیرون شدی
گفته بودم ناز نکن این همه با آب و تاب
گفته بودم زندگی داره حساب و کتاب
گفته بودم که آخر قصه پشیمون می شی
بین زمین و هوا چرخه گردون می شی
دل بود و دلدادگیش با همه سادگیش
کی بود و هر چی بود می ره پی زندگیش
اگه یه روزی پای تو از همه غافل شدم
با همه دیوونگی یک دفعه عاقل شدم

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
چه غریبانه میگریست آن شب بی تو تکه ابری که سکوت وجودم رو فهمید و چه
غریبانه خندیدم آن روز که بی تو مرگم را فهمیدم...

غرقه در مردابم هیچکس قایق نیست
هرچه گشتم اینجا هیچکس عاشق نیست
راز پنـــــهان تو را به که گویـــــــــم ای دل
در میان عاقلان هیچکس لایق نیســــــت
کاش اهلی بودن را میشد دید انگاه همه در قفس بودند ...
دستت را بده تا باهم دیوانه باشیم...
زندگی با همه وسعت خویش
مسلک ساکت غم خوردن نیست
حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست
اضطراب وهوس ودیدن و نادیدن نیست
زندگی خوردن وخوابیدن نیست
زندگی جنبش وجاری شدن است
زندگی کوشش و راهی شدن است
از تماشاگه آغاز حیات تا به جایی که خدا می داند

جاده غمناک ترین شعر من است
وسفر تلخ ترین زهر زمان
من و این راه درازی که مرا دزدیده
من و این طول زمانی که از آن نیست گریز
آنچه آغاز سفر توشه ی راهم کردند
گرمی دست تو بود وصدای نفست
وکلا می که به من می گفت
هرکجاباشی یادوخاطره ی تورافراموش نخواهم کرد

ای شب از رویای تو رنگین شده
سینه از عطر تو ام سنگین شده
ای به روی چشم من گسترده خویش
شایدم بخشیده از اندوه پیش
همچو بارانی که شوید جسم خک
هستیم ز آلودگی ها کرده پک
ای تپش های تن سوزان من
آتشی در سایه مژگان من

در انتظار بازگشت تو...